آمدم تا برای تو ناله کنم (شب پره)
آمدم تا برای تو ناله کنماز سیاهی و قدمت سرمااز نداری و خشم و فقر زمیناز ستم های رفته بر حواآمدم تا برای تو ناله کنمهیچ دانی کسی گرسنه خوابیده؟هیچ دانی که در همین سرماشاخه ای هم به باغ روئیده؟آمدم تا برای تو ناله کنمناله ای که آتش است بر قلبمناله ای که گر نگویم از آنمیدرد قلب خسته از دردمآمدم تا برای تو ناله کنملیک دیدم که خود پر از دردیلیک دیدم که در بهار خودتبرگ غمگین و ساکت و زردیآمدم تا برای تو ناله کنمای نشسته به باغ بی برگیچه توان گفت با شکسته دلی..در خ
برچسب:
نویسنده: ترانه حسینیان
تاريخ: چهارشنبه
26 آذر
1404 ساعت: 9:41